
پاییزهای بی تو از من گرفته ای به نجابت قرار رادر من زدی چو خرمن گندم شرار راشیرین ترین دقایق من دوست دارمتبر من ببخش طاقت این انتظار راآن فتنه ای که از غم عشق تو سر زدهبی اعتبار می کند هر اعتبار رابا من چه می کند غم این روزگار پیراز من گرفته است یمین و یسار راپاییز های بی تو چه غمگین و بی ثمرتا می روی و می بری یکجا بهار راداری مرا به سمت فنا می بری رفیقداری تباه می کنی این روزگار را + نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۴ ساعت 13:35 توسط سیدمحمود زینلی ...
ادامه مطلب