چسان رد می کند آخر نهایت بی نهایت را
که دارد می کند انکار لبهایش ولایت را
ولایت با محبت می شود معنا و میدانم
که هر کس در دل سنگش ندارد این محبت را
چه بی پروا گرفته دامن رسوای شیطان را
که بد فهمیده این آدم الفبای شریعت را
فدای غربتت مادر که این انسان بی معنا
به کینه می کند تطهیر قبح آن جنایت را
حدیثی مستند دارم که مادر پشت در بوده
و او دیده از این ضربت غم و دردی به غایت را
مرا حال و هوای روضه ی مادر به سر باشد
خدا از ما نگیرد این هوای سرخ غیرت را
