
و عشق در شریانم تلو تلو می خوردغزل به روی زبانم تلو تلو می خوردفراق دور سر من هماره می چرخیدو درد توی دهانم تلو تلو می خوردکسی نشسته کنارم سبو سبو می ریختمنی که دل نگرانم تلو تلو می خوردچقدر برگ بهاری که در هوای فراقبه زیر پای خزانم تلو تلو می خورددو کوچه مانده به شبنم نسیم خانه ی تودویده در ضربانم تلو تلو می خوردبهار بی تو همیشه خزان غمزده ای استنیامدی و جهانم تلو تلو می خورد بیرجند 1400/9/23 بخوانید...
ادامه مطلب